گوشواره های زیبا برای زیباترین دختر دنیا
![]()
توت فرنگی مامان....پارمیس خانووم گوشواره پوشیده

بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن روز 28 شهریور تصمیم گرفتیم گوش پرنسس کوچولومون رو سوراخ کنیم.
با بابایی به مطب خانوم دکتر عسکری رفتیم و بعد از کلی معطل شدن بالاخره نوبت ما شد.الهی دورت بگردم نمیدونم از خستگی لج کرده بودی یا چون منشی هاش دست و سرت رو گرفته بودن که تکون نخوری ناراحت شدی. یکی از گوشهات رو که سوراخ کرد ترسیدی و چنان گریه ای سر دادی که نگو...

میخواستی بیای بغلم ولی چون اونها گرفته بودنت بیشتر ترسیدی و اصلا آروم نمیشدی.خیلی دلم سوخت و پشیمون شدم که گوشت رو سوراخ کردم.الهی بمیرم اینقدر گریه کرده بودی که تمام صورتت سرخ شده بود تا جایی که یه آقا توی راه که میرفتیم سوار ماشین شیم گفت آبجی جسارت نباشه یه کم خاکشیر بریز رو آب بده بچه ات بخوره که حرارتش ازبین بره.منم خندیدم گفتم باشه ممنون.
توی مسیر واست یه قطار خریدیم شاید آروم شی اما نتیجه ای نداشت.بالاخره سریع سوار ماشین شدیم و اومدیم خونه مامان مینا چون پرهام اونجا بود.اونجا باز با پتو خوابوندیمت و خدا رو شکر وقتی بیدار شدی همش میخندیدی و خاطرات تلخ صبح یادت رفته بود.
ولی بازم اگه دستم رو نزدیک گوشت میاوردم تا تمیزش کنم میترسیدی.بعد از چند روز همه چیز واست عادی شد و خودت دست به گوشت میزدی تا اینکه یه روز دیدم وااااااااااااای اثری از گل گوشت نیس...
کلی ترسیدم که نکنه اونو خورده باشی، اما خدا روشکر رو قالی پیداش کردم و واسه همین تصمیم گرفتم گوشواره هاتو که مامامان مهتاب هدیه داده بود گوشت کنم.و اینطوری شد که یه خانوووم شدی خیلی خوشکلتر از قبل







گوشواره های زیبا برای زیباترین دختر دنیا
